|
هَزار | |||||
|
سکوت تشکیلات خودگردان در قبال سیاستهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی، سوالهای زیادی را درباره نقش حقیقی این نهاد فلسطینی در اذهان ایجاد کرده است. به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری الجزیره، "محمود المبارک " نویسنده عرب طی مقالهای با عنوان "آیا یهودی سازی قدس در سایه سکوت تشکیلات خودگردان صورت میگیرد " مینویسد: هر چند که جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی چیز جدیدی نیست و این رژیم از همان ابتدای ظهورش در عرصه فلسطین، سیاستهای تجاوزکارانهاش را دنبال کرده و از نقض آشکار قوانین بینالمللی هراسی به دل راه نداده اما آنچه که جای سوال است، موضعگیری رسمی طرف فلسطینی (تشکیلات خودگردان) نسبت به این جنایات است. تشکیلات خودگردان هیچ اعتراضی نسبت به اقدامات اشغالگران در فلسطین نشان نمیدهد. این نویسنده عرب با اشاره به موضع منفعلانه تشکیلات خودگردان فلسطین در قبال اقدامات رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی نوشت: این موضعگیری منفعلانه اگر از رضایت تشکیلات نسبت به این جنایات حکایت نداشته باشد، حداقل بیانگر این واقعیت تلخ است که این نهاد رسمی فلسطینی ممانعتی در ارتکاب جنایات صهیونیستها در فلسطین نمیکند. به عقیده نویسنده این مقاله، گزارش اخیر دفتر هماهنگی امور انسانی درباره جنایات رژیم صهیونیستی علیه قدس و پاکسازی نژادی در این منطقه، سوالهای زیادی را درباره نقش و مسئولیت مغفول مانده تشکیلات خودگردان فلسطین برانگیخته است. جنایتی که از خطرناکترین جرایم بینالمللی محسوب میشود. این تحلیلگر عرب ادامه داد: یهودی سازی که امروزه در مقابل چشمان عموم مردم جهان، علیه قدس صورت می گیرد، یعنی؛ شهرک سازی، کوچ اجباری فلسطینیان، تغییر نمادهای اسلامی شهر قدیمی قدس و ...سوالهای زیادی را در مورد نقش و مسئولیت فراموش شده تشکیلات خودگردان بر میانگیزد. نویسنده موضع تشکیلات خودگردان فلسطین را درباره جنایت صهیونیستها در قدس اشغالی مطلوب ندانست و نوشت: واقعیت این است که موضع رسمی تشکیلات خودگردان درباره این جنایات رژیم صهیونیستی، در سطح حقوقی به هیچ وجه مطلوب نیست. وی محکوم کردن صرف اقدامات رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی را ناکافی دانست و نوشت: تشکیلات خودگردان در مقابل این حجم یهودیسازی در قدس شریف به محکوم کردن و ابراز نگرانی اکتفا کرده است. این ابراز نگرانی به هیچ وجه کافی نیست. زیرا این موضعی است که کشورهای حامی دولت صهیونیستی نیز آن را اتخاذ میکنند. این نویسنده عرب با اشاره به نگرانی مقامات غربی از اقدامات رژیم صهیونیستی نوشت: بسیاری از مقامات مسئول غربی نیز از اقدامات رژیم صهیونیستی در قدس ابراز نگرانی نارضایتی کردهاند. به عنوان مثال،اخیرا "دیوید میلیبند " وزیر امور خارجه انگلیس از طرحهای یهودی سازی اسرائیل در قدس و تخریب دهها منزل در قدس شرقی ابراز نگرانی کرده است.در حالی که فریادهای حقوقی بسیاری از سازمانهای بین المللی بلند شده است و این جنایات رژیم صهیونیستی را محکوم میدانند و آن را از منظر قانونی پیگیری میکنند، تشکیلات خودگردان همچنان موضع منفعلانه خود را دنبال می کند و حتی حاضر نمیشود تا تمامی اشکال سازش و مذاکره با صهیونیستها را متوقف کند. نویسنده در بخشی دیگری از این مقاله به پیام تبریک محمود عباس به بنیامین نتانیاهو برای موفقیت در تشکیل کابینه جدید آن هم پس از حمله این رژیم به غزه اشاره میکند و مینویسد: مضحک تر اینکه، جناب محمود عباس با وجود جنایت اخیر صهیونیستها علیه مردم غزه به نخست وزیر جدید دولت اشغالگر به دلیل موفقیت در انتخابات تبریک گفت و برای تداوم مذاکرات اعلام آمادگی کرد. مذاکراتی که هیچ کس نمیداند واقعا بر چه اساسی باید دنبال شود. زیرا طرح ابتکار عربی راه حل دو دولتی، توافقنامه آناپولیس، توقف شهرکسازی، برچیدن دیوار حائل، بازگشت آوارگان و همه و همه از سوی دولت نتانیاهو مردود است به ویژه اینکه نتانیاهو به دنبال تداوم یهودی سازی قدس نیز هست. امر دیگری که به هیچ وجه قابل توجیه نیست،موضع گیری ابومازن نسبت به موسسات حقوقی غربی است. بسیاری از موسسات حقوقی غربی اعلام کردهاند که؛ تشکیلات خودگردان از اعطای کمکهای مالی به این موسسات برای پیگیری پرونده جنایات جنگی سران رژیم صهیونیستی طی جنگ اخیر علیه غزه در عرصه بینالمللی، خودداری میکند. چند روز قبل و بعد از اینکه تعدادی از حقوقدانان نروژی دادخواست اتهامی را علیه فرماندهان سیاسی و نظامی اسرائیلی، تنظیم و ارائه کردند، این سوال بر زبان حقوقدانان غربی جاری شد که " واقعا تشکیلات خودگردان به عنوان یک طرف رسمی فلسطینی، در این اقدام بزرگ که علیه افرادی مثل اولمرت و وزیر جنگ وی صورت گرفت، چه نقشی داشت؟ " نویسنده اهمال دیگر تشکیلات خودگردان در قبال شرکتهای غربی دانست که با همکاری رژیم صهیونیستی، طرحهای یهودی سازی را دنبال می کنند. تشکیلات میتوانست از مجری قصایی این شرکتها را در کشورهایشان مورد پیگرد قرار دهد.این کاری است که برخی موسسات حقوقی غربی آن را دنبال کردهاند، اما تشکیلات باز سکوت را ترجیح داده است. در پاییز 2007 قوه قضائیه در فرانسه پذیرفت تا قضیه دو شرکت فرانسوی را که به امضای توافقنامه با رژیم صهیوستی برای ساخت راه آهن پرداخته بودند، پیگیری کند. این راه آهن شامل بخشی از اراضی فلسطین اشغالی نیز میشد و موجب ایجاد تغییر جغرافیایی در اراضی فلسطینیان و کوچ اجباری ساکنان فلسطینی این بخش می گردید. پذیرش بررسی این دادخواست تنظیم شده علیه دو شرکت مذکور از سوی مراجع قضایی فرانسه بیانگر این واقعیت است که، نقض قوانین بینالمللی از سوی افراد و شرکتهای مختلف در جهان قابل پیگیری است،اما تشکیلات خودگردان همواره در چنین شرایطی غائب میدان است. نویسنده در پایان همچنین به سکوت تشکیلات خودگردان فلسطین در قبال محاصره تحمیلی نوار غزه از سوی صهیونیستها پرداخت و نوشت: اگر سکوت تشکیلات خودگردان نسبت به اتخاذ سیاست یهودی سازی قدس جای شک و شبهه زیادی دارد، سکوت تشکیلات در قبال محاصره غزه بسیار نگران کننده و خطرناک است. به راستی چرا تشکیلات خودگردان 2 سال است که در قبال جنایات صهیونیستها سکوت کرده و موضع منفعلانهای را اتخاذ نموده است. آیا فریاد فلسطینیان نباید از زبان تشکیلات خودگردان فلسطین مطرح شود؟ آیا تشکیلات خودگردان فلسطین،تنها دشمن خود را یک طرف فلسطینی(جنبش مقاومت اسلامی حماس) میداند و تنها در مقابل آن موضعگیری میکند؟ [ پنج شنبه 26/6/88 ] [ 11:37 صبح ] [ یحیی ]
[ پنج شنبه 26/6/88 ] [ 11:36 صبح ] [ یحیی ]
جان کلام اربعین سند روشنی است بر این حقیقت محض که نام علی (ع) را با نیزه و شمشیر نمیتوان از سینهها بیرون کشید و این حقیقت آشکار که هیچ غل و زنجیری را یارای آن نیست که آزادگی را به اسارت گیرد. چه آنکه آزادگی شاه بیت غزل عاشورایی حسین است و زیبایی آن کافی است تا سرمازدگان کوفه را، تیغ ندامت در دست گرفتار خویش نماید و مردگان کاخ سیاه یزید از دلهره شرم و نفرت و انتقام، هر یک گوی اتهام را به سوی دیگری هدایت کند. و اربعین تداعیگر این مهم است که حرکت کاروان اسرا به جای آنکه مایه مباهات یزید و اصحاب یزید میباشد، برهان قساوت و ستم آنان شد و دلیل حقانیت و مظلومیت سپاه جان باخته قبیله عشق. چه آنکه این کاروان، کوس رسوایی زرپرستان و زورمداران تمام یزیدیان تاریخ را بر سر هر کوی و برزخی نواخت تا عاشورا به جاودانگی رسید و پیامش تاریخ را فرا گرفت. کربلا قبله دلهای عاشق گشت و خون حسین (ع) جانی دوباره در امتهای افسرده بخشید و این درس بزرگ را به مدرسه تاریخ سپرد که مظلومان بدانند آزادگی و استقامت تنها راه مقابله با ظلم و ستم است. راستی آیا تاریخ در باورش میگنجد و به یاد دارد که کاروانی بیرق پیروزی در اسارت را به همراه آورد؟! و اینک اربعین؛ چله عارفان شیعه است در میدان مبارزه و فکر و فرهنگ. چهل روز زیارت عاشورا و عاشوراییان، بهانه تبلیغ و پیمان با کروبیان کربلایی، و دستمایه نفرت از ظالمان تاریخ و کینهای مقدس از حاکمان جور و ستم. چهل روز جاودانگی نام حسین (ع) و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. منابع: -1 مجموعه ورام، ص 35. -2 مستدرک وسایل، ج 5 ،ص 239 و ج 9، ص 329. -3 الاحتجاج، ص 84. -4 بحارالانوار، ج 53، ص 200 و ج 101، ص 334 -335. -5 مصباح المتهجد، ص 787 . -6 نزهه الزاهد، ص 241. -7 الفتوح ابن اعثم، تصحیح مجد طباطبایی، ص916. -8 لولو و مرجان، ص 154. -9 نفس المهموم (ترجمه شعرانی)، ص 269. -10 آثار الباقیه، ص 432. اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد بودن، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمیتواند به صرف اینکه در فلان مورد یا مواردی، عدد هفت یا دوازده یا چهل یا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری، از آن روست که برخی از فرقههای مذهبی، بویوه آنها که تمایلات «باطنیگری» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منصوب میکردهاند، مروج چنین اندیشهای درباره اعداد یا نوع حرف بوده و هستند. استاد رسول جعفریان، معتقد است بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده، میتواند براساس یک محاسبه الهی باشد، اما اینکه این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینی میتوان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست، به عنوان نمونه، در کتابهای مربوط به ادعیه، عدد صد به کار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمیشود. همینطور سایر عددها، البته ناخواسته برای مردم عادی، برخی از این اعداد طی روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفادههایی هم از آنها میشود. تنها چیزی که درباره برخی از این اعداد میشود گفت آن است که نشان کثرت است به عنوان مثال، درباره عدد هفت چنین اظهار نظری شده است. بیش از این هر چه گفته شود، نمیتوان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد. عدد چهل در فرهنگ ایران و اسلام: در فرهنگ ایران زمین «چهل» عدد مشهوری است و ترکیبهای زیادی با این عدد در شعر و ادب فارسی وجود دارد مانند چلچراغ، چهل ستون، چهل دختر، چهل اختران، چهل قلندر و ... در فرهنگ اسلامی نیز عدد چهل جایگاه ویوهای دارد. در قرآن کریم چهار بار اربعین به کار رفته و در روایات نیز عدد چهل فراوان مطرح شده است. حتی از برخی احادیث استفاده میشود که عدد چهل مبدا یک تحول جدید است، مانند اینکه؛ چهل روز غذای حلال خوردن قلب را نورانی میکند، چهل روز دعای کسی که لقمه حرام بخورد مستجاب نمیشود، نماز شرابخوار تا چهل روز قبول نمیشود، اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد حکمت از قلبش بر زبانش جاری میشود. هر کس چهل حدیث راجع به امور دین که محل نیاز امت است، برای آنها حفظ کند خداوند روز قیامت او را فقیه و دانشمند مبعوث کند. همچنین تاریخ به ما نشان داده است که غالب انبیای عظام در سن چهل سالگی به پیامبری رسیدند، انسان در چهل سالگی به رشد کامل عقل میرسد. در حدیث است که شیطان دستش را به صورت کسانی که از چهل سالگی بگذرند و توبه نکرده باشند میکشد و میگوید پدرم به فدای چهرهات باد که هرگز رستگار نمیشوی، و یا در نماز شب در رکعت آخر به عنوان نماز وتر معروف است اذکاری مستحب است از جمله دعا برای آمرزش چهل مومن و ... خاستگاه اربعین در فرهنگ عاشورا: در میان آموزههای دینی، عزاداری برای سالار شهیدان و اقامه ماتم و سوگواری از جایگاه بلند و ویوهای برخوردار است و در این خصوص، اربعین- چهلم - جایگاهی برجسته دارد؛ بهنحوی که عزاداری بر امام حسین (ع) وقتی همه ساله از آغاز محرم تا اربعین ادامه دارد، این چهل شبانهروز آثار و برکات زیادی به همراه دارد و روح حماسه و عزتخواهی و عزتمندی را در انسان بیدار و تشدید میکند. اربعین در فرهنگ دینی و تاریخ پیامبران نیز وجود داشت که از آن جمله است گریه کردن آسمان در مدت چهل روز بر حضرت یحیی بن زکریا (ع) اما در تاریخ از نخستین اربعین عزاداری بر کشته یا شهیدی در تاریخ اسلام، پیش از شهادت امام حسین (ع) اطلاعی در دست نیست. در تاریخ و سیره نبوی هم در این باب نمونهای سراغ نداریم، حتی در جاهلیت و نیز در میان مشرکان از عزاداری در مدت طولانی خبری نیست، حتی برای شخص پیامبر (ص)، حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) و امام حسن (ع) اربعینی گزارش نشده است و سرآغاز آن از عزاداری بر امام حسین (ع) است. از اینرو، اربعین در فرهنگ عاشورا منزلت ویوهای دارد. منشا اربعین در متون مذهبی: باید دید در کهنترین متون مذهبی، از «اربعین» چگونه یاد شده است و به عبارت دیگر دلیل گرامیداشت اربعین چیست؟ مهمترین نکته درباره اربعین، بیان امام یازدهم حضرت امام عسکری (ع) است. حضرت در حدیثی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده، فرمودهاند: نشانههای مومن پنج چیز است ؛-1 خواندن پنجاه و یک رکعت نماز؛ 17 رکعت ناز واجب + 11 رکعت نماز شب+ 23 رکعت نوافل -2 زیارت اربعین -3 وجود انگشتری در دست راست -4 وجود آثار سجده بر پیشانی -5 خواندن بسمالله در نماز. این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین (ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است. اما اینکه منشا اربعین چیست، صاحبنظران با توجه به منابع موجود این گونه پاسخ دادهاند و البته نگارنده به مجموعه آرا نیز اشارههایی خواهد داشت: در منابع به این روز با اهمیت به دو اعتبار نگاه شده است؛ نخست روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند. دوم روزی که جابربن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر خدا (ص) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر ابا عبدالله الحسین (ع) را زیارت کند. شیخ مفید (ره) در «ما الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار (ع) است، اشاره به روز اربعین کرده و نوشته است: این روزی است که حرم امام حسین (ع)، از شام به سوی مدینه مراجعه کردند. نیز روزی است که جابربن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین (ع) وارد کربلا شد. کهنترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی (ره) از شاگردان شیخ مفید (ره) است که ایشان هم همین مطلب را آورده است. شیخ طوسی (ره) پس از یاد کردن از اینکه روز نخست ماه صفر روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال 64 هجری است، مینویسد: بیستم ماه صفر- چهل روز پس از حادثه کربلا- روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین (ع) از شام به مدینه مراجعت کرد و نیز روزی است که جابربن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا (ص) از مدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت مستحب است و آن زیارت اربعین است. و امام صادق (ع) زیارت اربعین را به «صفوان جمال» آموزش داد و وی را به زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین سفارش فرمود. در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تالیف شده است آمده: در بیستم این ماه بود که حرم محترم امام حسین (ع) از شام به مدینه آمدند. همین طور در ترجمه فارسی «فتوح ابن اعثم» و کتاب «مصباح کفعمی» که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است. استاد رسول جعفریان اعتقاد دارد برخی استظهار کردهاند که عبارت شیخ مفید (ره) و شیخ طوسی (ره)، بر آن است که روز اربعین، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند. به هر روی، زیارت اربعین از زیارتهای مورد وثوق امام حسین (ع) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است. باید اشاره نمود که نقلی دیگر، اربعین را بازگشت اسرا از شام به کربلا تعیین کرده است. برخی از صاحبنظران معتقدند از لحاظ منابع کهن، باید پذیرفت که اعتبار سخن نخست پیش از سخن دوم است. با این توضیح، علامه مجلسی (ره) پس از نقل هر دوی اینها، اظهار میدارد: احتمال صحت هر دوی اینها- به لحاظ زمانی- بعید مینماید. ایشان این تردید را در کتاب دعایی خود- زاد المعاد- هم عنوان کرده است. با این حال، در متون بالنسبه قدیمی، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست. در منابع متقدم، درباره ورود به شام دو گزارش نقل شده است؛ یکی ابوریحان بیرونی که در «آثار الباقیه» مینویسد: روز اول ماه صفر سر امام حسین (ع) را وارد دمشق کردند و آن را در مقابل یزید گذاشتند و او با چوب دستی بر دهان حضرت مینواخت و اشعاری را میخواند. و دیگر عمادالدین طبری میباشد که در «کامل بهایی» آورده است: در روز 16 ربیعالاول اسرا را به دمشق وارد کردند یعنی 66 روز پس از واقعه عاشورا که البته برخی این را طبیعیتر میدانند. هر چند که آن دسته که اربعین مشهور را پذیرفتهاند نظر نخست را میپذیرند و حتی آن را از مسلمات تاریخی دانستهاند. آنچه بیان شد گزارش اجمالی از خبر مشهور اربعین بود که البته از طرف مورخان و دانشمندان و محدثان به نقد کشیده شده است. از کنار این خبر مشهور و نیز براساس منابع متقدم و متاخر و معاصرین، مجموعه آرای متخالف و بعضا متناقض پدید آمده است که میتوان آنها را بدین نحو جمعبندی کرد؛ -1 اربعین روز رفع حصر و آزادی اسرا در شام و شروع عزاداری در شام است. -2 اربعین روز ورود اسرا از شام به مدینه است. -3 اربعین روز حرکت اسرا از شام به مدینه است. -4 اربعین روز ورود اسرا به کربلا است. -5 هنگام بازگشت به مدینه در دو راهی عراق و حجاز کاروان اسرا دو دسته شدند. عدهای به کربلا و گروهی به مدینه رفتند و هر دو در اربعین به کربلا و مدینه رسیدند. جان کلام اربعین سند روشنی است بر این حقیقت محض که نام علی (ع) را با نیزه و شمشیر نمیتوان از سینهها بیرون کشید و این حقیقت آشکار که هیچ غل و زنجیری را یارای آن نیست که آزادگی را به اسارت گیرد. چه آنکه آزادگی شاه بیت غزل عاشورایی حسین است و زیبایی آن کافی است تا سرمازدگان کوفه را، تیغ ندامت در دست گرفتار خویش نماید و مردگان کاخ سیاه یزید از دلهره شرم و نفرت و انتقام، هر یک گوی اتهام را به سوی دیگری هدایت کند. و اربعین تداعیگر این مهم است که حرکت کاروان اسرا به جای آنکه مایه مباهات یزید و اصحاب یزید میباشد، برهان قساوت و ستم آنان شد و دلیل حقانیت و مظلومیت سپاه جان باخته قبیله عشق. چه آنکه این کاروان، کوس رسوایی زرپرستان و زورمداران تمام یزیدیان تاریخ را بر سر هر کوی و برزخی نواخت تا عاشورا به جاودانگی رسید و پیامش تاریخ را فرا گرفت. کربلا قبله دلهای عاشق گشت و خون حسین (ع) جانی دوباره در امتهای افسرده بخشید و این درس بزرگ را به مدرسه تاریخ سپرد که مظلومان بدانند آزادگی و استقامت تنها راه مقابله با ظلم و ستم است. راستی آیا تاریخ در باورش میگنجد و به یاد دارد که کاروانی بیرق پیروزی در اسارت را به همراه آورد؟! و اینک اربعین؛ چله عارفان شیعه است در میدان مبارزه و فکر و فرهنگ. چهل روز زیارت عاشورا و عاشوراییان، بهانه تبلیغ و پیمان با کروبیان کربلایی، و دستمایه نفرت از ظالمان تاریخ و کینهای مقدس از حاکمان جور و ستم. چهل روز جاودانگی نام حسین (ع) و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. [ پنج شنبه 26/6/88 ] [ 11:36 صبح ] [ یحیی ]
[ پنج شنبه 26/6/88 ] [ 11:34 صبح ] [ یحیی ]
[ پنج شنبه 26/6/88 ] [ 11:31 صبح ] [ یحیی ]
|
|||||
| [ طراحی : روز گذر ] [ Weblog Themes By : roozgozar ] | |||||